على محمدى

229

شرح اصول استنباط ( فارسى )

مجازيت نيست . جواب تمرين 5 : خير و نه تنها بر عدم دلالت ندارد بلكه دلالت آن بر وجود اقوى است . 2 - توافق العموم و الخصوص مبحث دوّم از مباحث هشتگانه باب عام و خاص پيرامون پنج مطلب فشرده است كه تفصيلا اين مطالب در معالم الاصول و اصول فقه و كفايه تبيين شده آن هم هر كدام در بابى و فصلى و اصلى و قانونى جداگانه ولى جناب مصنف همه را يك جا بحث كرده چون مرتبط به هم هستند . مطلب اوّل : دليل عام و دليل خاص را وقتى با يكديگر مقايسه مىكنيم يا هر دو متوافق الظاهر هستند بدين‌معنا كه هردو ايجابى يا هردو سلبى هستند مثل اكرم العلماء ( عام ) و اكرم الفقها ( خاص ) در چنين موردى حكم آنست كه به ظاهر هر دو دليل اخذ مىشود و دليل خاص با دليل عام تعارضى ندارند تا احدهما مقدم شود و ديگرى طرح گردد بلكه دليل عام همه افراد را شامل شد و دليل خاص حكم خصوص فقهاء را بيان كرد و كارى با افراد ديگر ندارد و لذا هردو حجّت و لازم الاتباع هستند و ذكر خاص بعد العام از باب تاكيد و امثال آن است . ( نكته : اين سخن برمبناى مشهور كه براى جمله وصفيه مفهوم قائل نيستند صحيح است چون خاص نسبت به ما عداى عالم فقيه ساكت است و نفيا يا اثباتا متعرض نيست و عام نسبت به آن مبين است و بدان اخذ مىشود كما سيأتى در مطلق و مقيد ايضا ولى برمبناى مصنف كه براى وصف مفهوم قائل شد مطلب برحسب ظاهر مبتلا به اشكال است زيرا كه دليل خاص يعنى اكرم العلماء الفقهاء مفهومش اينست كه اكرام عالم غير فقيه واجب نيست و يا بالاتر حرام است و لا ريب در اينكه